تبلیغات
شفق - برگ چهارم

امروز 7 شهوریور سال 92 یکی از روزهای گرم تابستان که خدا به من وخیلیا دیگه اجازه داد که یک بار دیگه چشمامون روباز کنیم

دنیا رو باهمه زیبایی هاش وخوبی ها وبدی هاش (که البته اونم بستگی به دید خودمون داره که بخوام بدی هاش رو ببینیم یا زیبایی هاش)

ببینیم ویک بار دیگه ریه هامون رو  از هوای پاک  (هوایی که  ذره ذره اش میتونه عشق معبود همراهش باشه )پر کنیم.

پس خدایاااااااااااااااااااااااااااااا شکرت.

امروز یک تصمیمی گرفتم که شاید نخوام الان درباره اش صحبت کنم اما شاید روزی رسید وازش حرف زدم.

الان مهم تر از حرف زدن در مورد تصمیم  اینه که من اینجا قول بدم وسر تصمیمم بمونم پس از همه کسایی که به

اینجا سر می زنند که دعا کنند من سر تصمیمم بمونم.

راستی بگم این تصمیم خیلی در سرنوشتم دخیل هست.

خب دیگه من برم برنامه یادگاری رو ببینم که میتونه خیلی از خاطرات گذشته رو یادآوری کنه.

دعا  فرامووووش نکنید.



تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : شفق ج | نظرات