تبلیغات
شفق - برگ بیست وهشتم
سلااااااااااااااااااااااام به همه دوستان

امیدوارم حال همه دوستان خوب باشه وچرخ زندگیتون همیشه براتون بچرخه

خب امروز جمعه 8 آذر 92

روزای جمعه معمولا دلگیر مخصوصا وقتی دور از خانواده باشی

دیشب تصمیم گرفتم برای ناهار قرمه سبزی درست کنم.

مامانم میگه برای اینکه خورشتت خوب جا بیوفته باید صبح زود درستش کنی اما من

طبق معمول ومثل دفعه قبل دیر از خواب بیدار شدم.

اولش می خواستم درست نکنم اما با خودم گفتم نهایتش دیر ناهار میخورم.

دست به کار شدم وسعی کردم  سریع کار رو انجام بدم.

این دومین باری که قرمه سبزی درست می کنم.

دفعه اول که عمه ام می گفت خوب شده.انشاا... که این دفعه ام همین طور بشه که خداروشکر

تعریف نباشه خوشمزه شد.

واینکه خورشت ساعت 1:30 کاملا جا افتاده بود.

اینم از دومین قرمه سبزی(دست پخت کدبانو شفق)

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دست مامانم درد نکنه با داشتن چنین دختر کدبانویی

ماشاا... کدبانویی هستم برای خودم.....بزنم به تخته چشم نخوررررررررررم.


11324480408401494231.jpg

می دونم کار خاصی نکردم اماااااا...................


بعدازظهر این روز جمعه ام مشغول کارهای دانشگاه بودم که در بین کتاب ها چشمم به دفتر خاطراتم افتاد.

تمام نوشته های دفتر خاطرات رو خوندم

یادش بخیر این دفتر خاطرات مربوط به دوران راهنمایی ودبیرستان وپیش دانشگاهیم بود.

دست خط بچه ها ونوشته هاشون

دست خط معلم ها ومدیر ومعاون

واقعا یادش بخیر

همه بچه ها برام آرزوهای خوب کردن

یکیشون برام نوشته بود امیدوارم به شاهزاده قلبت برسی

یکی دیگشون نوشته بود انشاا... مهندس بشی
 
که خداروشکر شدم...

یکی دیگشون نوشته بود انشاا... عروس بشی.

با چند نفرشون هنوز در ارتباطم وتا اونجایی که میدونم وخبر دارم خیلی هاشون ازدواج کردن وبچه دارن.

برای تک تک شون آرزوی موفقیت می کنم وهمیشه به یادشون هستم.

خوبه ،  بعضی مواقع نوشته ها ودست خط ها برات تجدید خاطره می کنه

واین یک حس خوبی رو بهت منتقل می کنه

مثل این حسی که الان من داااااااااااااااااااارم.

خب کم کم برم شام درست کنم

دوستان خوبم مواظب خودتون وخوبی هاتون باشید.

باااااااااااااااااای




تاریخ : جمعه 8 آذر 1392 | 09:09 ب.ظ | نویسنده : شفق ج | نظرات