تبلیغات
شفق - برگ بیست ویکم

سلام

امروز 25 مهر 1392

از صبح که بیدار شدم درگیر کارهای ثبت نام همایش بودم.

وقتی  اومدم  خونه بعد درست کردن ناهار(ماکارونی) ،مشغول تمیز کردن خونه شدم چون امروز قرار بود یکی از دوست های صمیمی ام بیاد

خونمون.

بعد از پذیرایی از دوستم ،کلی باهم صحبت کردیم وخندیدیم

خیلی خوبه یک دوست صمیمی داشته باشی که بتونی همه حرفات رو باهاش در میون بزاری.

برای شام تعارفش کردم اما راضی نشد بمونه .

امروز خیلی خوب بود.

یک روز شاد وپر انرژی

راستی یادم رفت دوستم برام کادو تولدمم آورد(یک گربه خوشگل وناز)می دونه من گربه خیلی دوست دارم.

خیلی زحمت کشید،دستش درد نکنه.

فعلا خدانگهدار

 



تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : شفق ج | نظرات