تبلیغات
شفق - برگ اول

به توکل نام اعظمت

شروع به نوشتن صفحات این دفترچه خاطرات می کنم

    خاطرات  تلخ وشیرین زندگی

    خاطراتی که بدون شک لحظه لحظه در کنارم هستی وهوام رو داری

     وتنهام نمی ذاری

(پست ثابت)


برگ دوم

با سلام به همه کسانی که لطف می کنند به وبلاگ شفق سر میزنند.

خب اول بهتر که یک توضیح کوچولو در مورد انتخاب عنوان وبلاگم براتون بنویسم.

شفق اسم یکی از شخصیت های رمان که تقریبا میشه گفت به تازگی خوندم.بعد از خوندن اون رمان این اسم خیلی به دلم

نشت مخصوصا وقتی که معنیش رو خوندم.

شفق نور ضعیفی است که نواحی مختلف زمین را پیش از طلوع آفتاب و بعد از غروب آفتاب روشن می‌کند. و اساساً در حالی

 که خود خورشید در زیر افق قرار دارد، از بازتاب نور خورشید از لایه‌های بالای جو در روی زمین ناشی می‌شود.

این نور به نوعی آغاز کننده است .آغازگر یک روز روشن ویک شب تاریک که میتونه روشن ومهتابی باشه.

من همیشه از اینکه نظاره گر طلوع وغروب خورشید باشم لذت می برد.

خدایاااااا به خاطر اینکه بهم اجازه دیدن این زیبایی ها رو دادی ازت ممنونم وشاکر.....

خب  فکر کنم شروع بدی نشد.


برگ سوم

بعد یک توضیح کوتاه در مورد عنوان وبلاگ خوبه یک کوچولو از خودم بگم.

همون طور قبلا گفتم من عضو یک خانواده پنج نفره هستم.

به قول سهراب مادری دارم بهتر از برگ درخت

وپدری دارم مثل کوه استوار

وبرادر وخواهری دوست داشتنی(البته اینا دوتا از قول من بود)

ودوستانی بهتر از آب روان

مثل همه بچه ها دوران کودکی خوبی داشتم ولحظه لحظه اش برام خاطره است.

واگه امکانش بود دوست داشتم یک بار دیگه به اون دوران برگردم .اما افسوس...

اما خداروشکر یک کوچولو از اون کودکی رو  هنوز همراهم دارم.

البته بگمااااااااااااا شیطوون نبودم.

به نگهداری گربه وجوجه علاقه دارم والانم یک گربه کوچولو به اسم مخمل دارم.(خیلی شبیه شخصیت مخمل خونه مادربزرگ است)

به هنر علاقه دارم شاید به همین دلیل معماری رو انتخاب کردم واز نظر من معماری تلفیقی از هنر ومهندسی وبا روحیات من میخونه.

به موسیقی وشعر هم علاقه دارم واز بین شعرا سهراب سپهری رو خیلی دوست دارم. وشعرهاش رو بهتر درک می کنم.

خب دیگه فکر کنم تا اینجا کافی باشه.


 

 




تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 04:29 ب.ظ | نویسنده : شفق ج | نظرات